لحظه ها عریانند

خرید بک لینک
علی دمبه ...بعلت اعتیاد شدید ب تلگرام یکهویی زد تلگرامشو پوکوند...از طرفی ماشینو گذاشته برا فروش.آگهی شو تو دیوار و شیپور اینا داده.گاه گاهی مشتری ماشین بهش زنگ میزدن ازش عکس سولاخ سمبه های ماشینو میخواستن.با اخم و تخم بهم گفت : چیکار کنم؟ گفتم تلگرامو تو لب تاب بریزتلگرام جونشو تو لب تاب ریختن همان و انتقال تموم کانتکتهاش ب لب تاب همااااانخب معجزه ی آسمانی اتفاق افتادکانتکت های قبل لحظه ها عریانند...

ما را در سایت لحظه ها عریانند دنبال می‌کنید

برچسب: معجزه,فرازمینی,مورد,کانتکتها, نویسنده: بازدید: 264 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 3:09

فک نمیکنم فرصت نوشته ی طولانی رو داشته باشم.حالا توکل بر خداهمچنان تو قیافه بودیم با هم......علی داش جلوی یه نماینده ی بیمه از اقواممون تو خونمون برگه ی بیمه (ازین بیمه های خصوصی) پر میکرد....یه گزینه داشت که ازش میپرسید آیا بیماری خاصی دارید؟؟؟با این که میترسیدم جلو جمع رنگیم کنه دلو زدم ب دریا و زبونمو ول دادم با خنده رو به اون نماینده ی بیمه در مورد علی گفتم: آقا قهر و بداخلاقی هم بیماری حساب لحظه ها عریانند...

ما را در سایت لحظه ها عریانند دنبال می‌کنید

برچسب: آشتی,آشتی, نویسنده: بازدید: 201 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 3:09

صفحه بندی